ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

165

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

باز برگشت و اتباع رجاء باز به او راه دادند تا خارج شد و بگروه خود پيوست دوباره حمله كرد و به او راه دادند تا ميان آنها قرار گرفت به او احاطه و محاصره كردند و او را گرفتند . و اسير نمودند . گفته شد : قيام و خروج او در سنه دويست و بيست و شش بود . در نواحى و اطراف رمله ( محل ) خروج كرد . عده او بالغ بر پنجاه هزار شد . معتصم رجاء را بجنگ او فرستاد . ابن بيهس را هم اسير كردند و عده بيست هزار تن از اتباع مبرقع كشتند و خود مبرقع را هم اسير كردند و به شهر سامرا بردند . بيان وفات معتصم در آن سال معتصم ابو اسحاق محمد بن هارون الرشيد بن محمد المهدى بن عبد اللّه المنصور بن محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس در روز پنجشنبه هيجدهم ربيع الاول درگذشت . علت بيمارى و مرگ او اين بود كه در روز اول ماه محرم با حجامت خون گرفت و مريض شد . زنام زامر ( نى زن ) گويد : معتصم در آن بيمارى به حال اغما رفته بود و چون هشيار شد به من گفت و با دست اشاره كرد كه فردا ما سوار زلال ( زورق خاص خليفه ) خواهيم شد . روز بعد سوار شديم . زورق از كاخها و خانه‌هاى او گذشت . به من گفت : اى زنام بنواز ( نى بزن ) و ( با من ) بخوان . ( اين شعر را بآهنگ من بخوان ) . يا منزلا لم تبل اطلاله * حاشى لاطلالك ان تبلى لم ابك اطلالك لكننى * بكيت عيشى نيك إذ ولي و العيش اولى ما بكاه الفتى * لا بد للمحزون ان يسلي اى منزلى كه هنوز مندرس و ويران نشده دور باد از تو ويرانى و نابودى .